چرا قوانین در مناظرات رعایت نمیشود و ناعادلانه است

دسته بندی: دسته‌بندی نشده
78 بازدید

مهمترین هدف قوانین بشری ایجاد فضای امنیت و آرامش برای شهروندان است. انسان امروزی به خوبی دانست که مهمترین موهبتی که در پرتو رعایت قانون نصیب انسان می شود امنیت، رفاه و آسایش ، احقاق حقوق و عدالت و جلوگیری از ظلم است. امروزه در جوامع موضوع امنیت را نوعی نعمت اجتماعی می پندارند. بگونه ای که امنیت نعمتی است که تمام حکومت ها برای تحقق آن تلاش می کنند . امروزه جوامعی پیشرفته محسوب می شوند که بتوانند فضای امن تری را برای شهروندان خود فراهم کنند. یک شهروند حتی اگر بخواهد مؤمن و مسلمان خوبی باشد باید در زندگی اجتماعی خود احساس امنیت کند. در اقتصاد و معیشت ایمن باشد. نگران و مضطرب نباشند. ظلم و اجحاف از جامعه دور، و عدل و احسان  در آن جامعه جایگزین شود. امام درپیام هشت ماده‏اى به قوه قضاییه و ارگانهاى اجرایى می فرماید:«…باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگى است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهاى خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهیها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببینند، و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته‏ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امور بر عهده همگان‏ است‏…» صحیفه امام، ج17، ص143

 

امام می فرمود: برخورد های فراقانونی ممنوع!

 

معمـار انقلاب اسلامی همیشه کوشیده است تا به مسئولین وضابطین و مردم بیاموزد تا سعادت بشر در گرو رعایت قوانین الهی و قوانین جاری کشور است. یکی از دغدغه های اساسی جمهوری اسلامی در امر قضا، موضوع برخورد های “فراقانونی” است که سهم بزرگی در خلق بی اعتمادی مردمی نسبت به حکومت  دارد. بزعم تحلیل گران مسائل اجتماعی برخورد های فراقانونی صرف نظر از تبعات بین المللی ، در شاخص های داخلی نیز موجب بروز مشکلات زیادی شده است…. بویژه آنکه تسری این گونه رفتارهای قانون گریز بویژه از سوی ضابطین قضایی، در میان مردم همواره یکی از دغدغه های اساسی محسوب می شود .علاوه بر تمهیدات قانونی موجود در قانون اساسی جمهوری اسلامی،

 

پیام هشت ماده ای امام یکی از جامع ترین منشور حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی ایران است که می تواند بهترین مرجع در پیرهیز از برخوردهای فراقانونی باشد. به اذعان یاران و شاگردان امام، کرامت انسانی در منظر امام از مهمترین مسائل مورد توجه شان بوده و همواره تاکید می کرد تا مسوولان کاری باید بکنند که مردم احساس کنند جانشان و مال شان و حیثیت آن ها در امان است. براستی چه بخشی از جامعه حاضر به اجرای دقیق این منشور نیست ؟! بدون شک سهم مجریان کشور و متصدیان در رعایت قانون سهم بالایی است چرا که مردم تابع دولت ها هستند. اگر دستگاههای نظام به قانون شکنی و ظلم به یکدیگر و مردم پیشقدم شده و آنجا که پای منافع پیش می آید حریم ها را رعایت نکنند، مردم قطعاً احترامی برای آن نخواهند داشت. چرا که مردم تابع حکومتها هستند. «…اهانت کردن به یک آدمى، و لو این آدم هم خودش یک آدم مخالفِ مثلًا چه باشد، باز حق اهانت نیست. این حق است که جزایش را به او بدهند، دیگر اهانت چرا به او بکنند؟ رفتن منزل، به خانواده‏اش تعرض کردن، به بچه‏هایش تعرض کردن، اینها امورى است که نباید بشود.

 

«…پاسدار حق ندارد بدون اینکه قاضى یا دادستان اجازه به او بدهد کارى بکند. وقتى هم به او امر کرد، باید انجام بدهد؛ حق ندارد تخلف بکند. هرج و مرج نباید باشد. صحیفه امام، ج‏10،ص275   «…حالا که ما انقلاب کردیم باید هرج و مرجى باشیم؟! … نباید ما یک کلمه «انقلاب» بگذاریم و هر کارى دلمان مى‏خواهد بکنیم بگوییم که انقلابى است! انقلابى یعنى چه؟ مگر اسلام عوض مى‏شود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. شما یک قدرت طاغوتى را کنار گذاشتید؛ حالا اسلام را مى‏خواهید پیاده بکنید، احکام اسلام را مى‏خواهید پیاده بکنید؛ باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهاى لازم، در این امور بررسى بشود یکوقت یک بیگناهى خداى نخواسته، روى یک مقاصدى که یک کسى ممکن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند…» صحیفه امام، ج‏10،ص275   «…همچنین در جمیع ارگانهاى دولتى و دستگاههاى قضایى و دانشگاهها و دانشکده‏ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملى انجام ندهند…» صحیفه امام، ج‏17،ص141   «… هیچ کس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعى است…»

 

 رعایت قانون از بدیهیات نظامهای اجتماعی است؛

 

سوره قریش به دو موضوع مهم اشاره می کند که می توان آنها را از مهمترین نعمت ها شمرد. ابتدائاً سیر کردن شکم بندگان و در مرحله بعدی ایجاد و امنیت و رفع نگرانی از مردم که دقیقاً وظیفه حکومتها هم همین موارد است. موضوع رفع گرسنگی و تأمین مواد غذایی برای مردم از وظایف اولیه حکومت است و در مرحله بعد برطرف کردن ترس و وحشت و ایجاد امنیت برای جامعه. از آنجا که آیات این سوره به قریش بر می گردد، قطعاً در آن زمان این دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند. که با گذشت قرنها از آن زمان هنوز هم این دو موضوع در رأس مطالبات مردم است.   امام خمینی(ره) در وظایف دولت و حکومت اسلامی نیز بارها به این وظایف اشاره می کند. بویژه رسیدگی به مستضعفین و تأمین حداقل نیاز آنان را از وظایف اصلی دولت می شمارد. ایجاد امنیت و رفاه و آسایش و زندگی همراه با آرامش را نیز در رأس مطالبات می داند. حتی در موضوع مخالفت با شاه این خواسته برای او از اهمیت خاصی برخوردار است. انقلابیون و شاگردان امام خمینی صرفاً برای تبعیض های مالی مبارزه نکردند بلکه از نظر آنان خشونت، دیکتاتوری و ظلم ستم شاهی که موجب ظلم به مردم می شد و آنها را تحقیر می کرد، هدف اصلی مبارزه بود. نا امنی در محیط خانه و مسجد و دانشگاه و سلب آزادی های مشروع عواملی بودند که هر روز دامنة اعتراضات مردم را گسترده می کرد.

 

«… به برادران دادگاه و کسانى که رئیس زندان هستند و اشخاصى که زندانبان هستند، مى‏گویم و آن اینکه این طور نباشد که یک جنایتى وقتى واقع شد، اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و- خداى نخواسته- با زندانیانى که الآن هستند- و لو این زندانیان از همین گروههاى فاسد باشند- با خشونت غیر اسلامى عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسى کنند و پرونده‏ها را بررسى کنند و آنها را بر محکمه‏ها بنشانند و از آنها استفسار کنند و با قاطعیت، هر چه باید بکنند، عمل کنند، لکن این طور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته‏اى از ما به وسیله همین گروهها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصى که محبوس هستند- خداى نخواسته- به خلاف موازین اسلام عمل کنیم و من مى‏دانم نمى‏کنند. گرچه آنهایى که باید به شما تهمت بزنند تهمت را مى‏زنند، آنها کارهاى اینها که در خیابانها کردند و مردم را آن طور، بیگناهها را آن طور کشتند، آنها را توجیه مى‏کنند و محکوم نمى‏کنند، لکن این مصیبتهایى که بر جامعه ما وارد مى‏شود، هیچ ابداً تفاوتى برایشان نمى‏کند، اگر نگویم که آنها در خلوت مى‏گویند، خوب شد که اینها را کشتند.خداوند ان شاء اللَّه، همه ما را اصلاح کند؛ هواهاى نفسانیه ما را سرکوب کند؛ ما را و ملت را مصممتر کند. همه در صحنه حاضر باشند؛ لکن آرامش را حفظ کنند.صحیفه امام، ج‏14، ص: 528

 

کوچ امنیت از یک جامعه

 

  قرآن کریم در سوره حجرات  ضمن نهی سوءظن می فرماید: اجتنبوا کثیراً من الظن . سوءظن فردی و اجتماعی موجب گناهان متعددی می شود. قضاوتهای بی جا، تجسس کردن، شنود کردن، تهمت زدن از این گناه شروع می شود.در جامعه ای که مردم آن به یکدیگر اعتماد ندارند وبرخوردهایشان همراه با سوءظن باشد حرفها، نگاهها و رفتارها امنیت را از مردم سلب می کند. «…از اطلاق بسیاری از اخبار معلوم می شود که کشف سر مؤمنین حرام است. یعنی عیوبی که از مؤمنین مستور و مخفی است چه خلقی و یاخلقی یا عملی باشد حرام است اظهار آن را و افشا آنرا. چه شخص متصف ؛ راضی به آن باشد یا نه، و چه قصد انتقاص در کار باشد یا نباشد. (شرح چهل حدیث ص 302)  پیامبراکرم(ص) درحدیثی می فرمایند؛ ای مسلمانان که به زبان مسلمان شده اید و ایمان در قلب شما وارد نشده است مذمت نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید زشتیهای پوشیده شدة آنها را .(کافی ج2 ص 354)

 

امام در مذمت تجسس و سوءظن عبارت کلیدی دارند. مبنای امام این است که هر کاری که به وحدت کلمه جامعه و وحدت عقیده لطمه بزند، محکوم است. سوءظن و تجسس اگر از ناحیه یک شهروند صورت بگیرد. به میزان یک نفر به این مقصد بزرگ لطمه می زند و اگر در قالب یک جمعیت و حزب و سازمان باشد به همان میزان لطمه بزرگترین وارد می کند. و زمانی که مجموعه حاکمیت نسبت به شهروندانی خود دچار سوءظن شد، این یعنی قطعه قطعه شدن این جامعه و دیگر امیدی به نجات آنها نیست. بعضی از افراد به بهانة وظیفه قانونی خود را موظف می دانند که نسبت به همه چیز و همه کس سوءظن داشته باشند. همه را مجرم می شمارند مگر خلاف آن ثابت شود. این افراد حتماً نسبت به روشن ترین کلمات امام تفسیر دیگری دارند.

 

امام می فرماید؛ « میزان وضع فعلی افراد است. یعنی: اگر کسی در گذشته فرد خلافکاری بوده است و پشیمان شده است میزان حال فعلی اوست. اگر شخص خوبی است دیگر در احوالات او تجسس نکنید. امام فلسفة تجسس نکردن و سوءظن نداشتن را چنین بر می شمرد:« یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام (سلام الله علیهم) که علاوه بر آن که خود مقصود مستقل است ، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است. این مقصد بزرگ انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد هم و الفت و اخوت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند و جمعیت به منزله یک شخص باشد و افراد به منزله اعضاء و اجزاء آن. پر واضع است که این کبیره (سوءظن و تجسس ) اگر رایج شود، در بین جمعیتی، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریشه فساد در جمعیت بدواند. درخت نفاق و دو رویی در آنها ایجاد می کنند.وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند.» (شرح چهل حدیث، ص 309) امام خمینی در پیام چهارده ماده‏اى به ملت ایران درباره وضعیت کشوردر بند شش و هفت می فرماید:

 

«…به تمام اعضاى کمیته‏ها و زندانبانها حکم مى‏کنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند. صحیفه امام،ج‏6،ص264

 

«…کراراً گفتم و باز تکرار مى‏کنم، کسى حق ندارد به منزل مردم حمله کند و وارد منزل آنان شود و اگر اطلاع پیدا شد که مجرمى در منزلى است مراقبت از فرار او کنند و به مقامات مسئول اطلاع دهند که با موازین او را دستگیر نمایند. علاقه‏مندان به نهضت باید از این گونه اعمال اجتناب کنند. مردم باید روى موازین شرعیه عمل نمایند. صحیفه امام،ج‏6،ص264

 

گر چه تجسس و تفتیش عقاید و محدود کردن آزادی به نوعی ظلم محسوب می شود، اما عنوان ظلم به خودی خود امنیت را از جامعه دور می کند. ظلم افراد به یکدیگر، ظلم تشکل ها و احزاب، ظلم اقشار و صنوف و بالاخره ظلم دستگاهها دولتی نسبت به افراد جامعه فضای امنیت جامعه را مختل می کند. تشویش و نگرانی و بی ثباتی سراسر جامعه را فرا می گیرد. اگر امام جماعت با کوچکترین ظلمی از عدالت ساقط می گردد پس دستگاه قضایی ، دستگاه اجرایی یک کشور چگونه می تواند در جامعه نقش داشته باشد. اگر مردم احساس امنیت نکنند نمی توانند تولید کنند، نمی توانند با هم مهربان باشند.

 

«…در اجراى حدود، نباید از آن حدودى که حق تعالى فرموده است، پایین تر عمل بشود و نباید زیادتر. حتى آن کسى را که الآن محکوم به قتل شده است و دارند مى برندش در جایى که او را بکشند، هیچ کس حق ندارد حتى یک کلمۀ درشت به او بگوید؛ اجراى حکم خداست. اگر کسى یک سیلى به او زد، او حق دارد در همان جا، یک سیلى برگرداند و باید هم دیگران کمک کنند تا او قصاص بکند. اگر یک درشتى کرد، آن کسى که درشتى کـرده است تعـزیر لازم دارد، بـاید قوۀ قضـاییه تعـزیر کند او را.صحیفه امام،ج19 ،ص326

 

   دین و  چگونگی تحقق مهمترین مطالبات انسان در اجتماع

 

از زمانی که انسان  تصمیم گرفت به صورت جمعی زندگی کند، ضرورت  وضع قوانین را بین خود احساس نمود و فهمید که باید برای بهتر زندگی کردن خود و دیگران باید به آن احترام بگذارد تا زندگی بهتری داشته باشد.  همه ادیان و مکاتب غیر توحیدی نیز برای پیروان خود آیین ها و مقرراتی را وضع کرده و به دنبال اجرای آن بوده اند. اسلام که جامع ترین دین به حساب می آید بر معاهدات، پیمانها و قوانین بشری تأکید و بسیاری از آنها را تنفیذ کرده است.

 

در نگاه اسلام امنیت وآرامش از جایگاه ویژه ای برخوردار است.  در سورة انعام آیات 82 و83 خدواند تبارک و تعالی می فرماید.« الذین آمنوا و لم یلبسو ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون» کسانی که ایمان می آورند و آنرا آغشته به ظلم نمی کنند، امنیت وآرامش از آنان است و آنها هدایت شدگان هستند. خداوند در این آیه می فرماید: ایمان زمانی ارزش دارد که آغشته به ظلم و تعدی نشود که بالاترین ظلم هم از نظر قرآن شرک است « ان شرک لظلم عظیم» شرک مصداق ظلم به نفس است و ظلم به دیگران ، نظام اجتماع را به هم می ریزد. صرف اینکه فردی ایمان داشته باشد و در اعمال فردی موفق باشد هدایت نصیب او نمی گردد. بلکه باید مراقب باشد که ایمانش با ظلم آغشته نشود. در فرهنگ اسلامی ظلم به خود نظیر شرک و یا دیگر مراتب ظلم پسندیده نیست. اما ظلم به دیگران به سختی نهی شده است. بوی‍ژه ظلم های اجتماعی که موجب می شوند نظام اجتماعی به هم بریزند. امروزه کشورهایی می توانند ادعای توسعه و پیشرفت داشته باشند که مردم و شهروندان در آسایش بیشتری زندگی کنند. در آیة دیگری خداوند می فرماید:  اگر برای گروهی از مردم تمکن بخشیدیم که روی زمین زندگی کنند، آنها مجال خواهند یافت که نماز بپا دارند و زکات بدهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. « الذین ان مکناهم فی الارض …»

 

سوره حج آیه 41یعنی تمکن بخشیدن به مردم روی زمین مقدمة برای اعمال دیگر است. و در همین آیه اشاره می شود که به یاد داشتن نماز مترادف با ذکر خداوند و ذکر خداوند موجب آرامش و اطمینان قلبی است. « اقم الصلواه لذکری و الا بذکرالله تطمئن القلوب» یک رابطه متقابل بین نماز و ذکر و اطمینان و آرامش قلبی یعنی امنیت وجود دارد. امنیت که آمد موجب خواهد شد انسان احساس کند در زمین تمکن و آرامش پیدا کرده است و به دنبال این آرامش نوبت نماز و عمل به احکام شرعی می رسد از طرف دیگر هم اقامه نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر مقدمه ای برای اجرای عدالت هستند که در جامعه و در انسان آرامش و امنیت ایجاد خواهد کرد. « و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمنا »  آیة 125 بقره؛ حج و مسجد الحرام و کعبه نیز برای مردم به عنوان امن ترین مکان قرار گرفته است.ناس در آیه شریفه مصداق مردم هستند. گر چه ایمان هم نیاورده باشند. مردم وقتی در کرانة مکه و مسجد الحرام قرار می گیرند در امنیت هستند. تاریخ هم گواهی می دهد که هر کس خود را به مسجد الحرام رساند از هر جهت در امنیت است.

 

در نگاه معارف اسلامی آنچه که به خدا تعلق پیدا می کند آرامش بخش و امنیت آور است. تشتت و تفرقه و اختلاف از نفس انسان است و آنچه متعلق به خداست امنیت و اطمینان است. انسان در حال دعا و در مسجد احساس امنیت می کند. تشویش خاطر و پریشانی از وقتی سراغ آدمی می آید که از محضر خدا دور شود. اوج اضطراب زمانی است که انسان در حال گناه باشد. گناه چه شخصی و چه اجتماعی، انسان و جامعه را متزلزل می کند. آیة دیگری که به آن استناد می شود؛ آیه شریفه در سورة قریش است. خداوند در این آیه می فرماید؛ « فلیعبدوا رب هذالبیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» بندگان به عبادت خداوندی با رزق و روزی دادن به بندگان آنها را اطعام می کند و آنها را ایمن می سازد از ترس امر شده اند. ایمن سازی از ترس و وحشت مقدمه ای است برای عبادت بندگان خدا. بی شک عبادت خداوند در محیط همراه با ترس و اندوه مطلوب نیست و اگر کسی در این حالت قرار گرفت باید با مبارزه بر علیه ظلم محیط را برای عبادت فراهم کند.

  1. […] چرا قوانین در مناظرات رعایت نمیشود و ناعادلانه است اولین بار در هفتاد و پنج نیوز. پدیدار […]

دیدگاه شما



close
کانال تلگرام